شبهای قدر خدا همه اتفاقات یک سال آدم رو مینویسه
تمام حرکات و سکناتشو
خوردن و خواب و بیداریهاشو
خنده هاش
حرفهاش 
و گریه هاش ...
تعداد قطرات اشکی که در طول یک سال میریزه رو مقدر میکنه .. و اینکه علت گریه ش چی باشه
برای کی و چی گریه کنه .. 
اشک تجسم صادقانه ترین حس آدمه .. ممکنه به هر چیز الکی بخندی ولی برای هر چیزی گریه نمیکنی 
قیمت آدم به چیزیه که براش گریه میکنه 
با هر اللهم ارزقنی که تو دعاهای ماه رمضان تکرار میشد ، رزق مد نظرم اشک بر امام حسین و محبت ارباب در حد جنون بود که " جنونی بالحسین دلیل عقلی .. 

سالها آرزو داشتم یه عاشورا کربلا باشم ! 
صبح عاشورا تو صحن حرم ارباب مقتل رو بشنوم 
نماز ظهر روز عاشورا رو کربلا بخونم .. تو همون زمینی که ارباب آخرین نمازشو خوند .. 
آرزو داشتم دم دمای ظهر نگاهم به تل زینبیه باشه و تجسم کنم ایستادن " جبل الصبر " حضرت زینب رو و فریاد : اخی یا حسین ان کنت حیا فادرکنا ... 
آرزو داشتم ظهر عاشورا جلوی قتلگاه بشینم و زیر لب تکرار کنم : و الشمر جالس علی صدرک .. 
آرزو داشتم عصر عاشورا هروله کنم سمت خیمه گاه 
آرزو داشتم شب یازدهم یه بار حرم حضرت عباس باشم و یه بار خیمه گاه .. که یا حضرت غیرت پاسبانی اهل حرم امشب با زینب ... جای تو خالی 

بالاخره این آرزو برآورده شد .. سماجت و درکوبیدنهای مکرر جواب داد .. 
به اذن صاحب عزا
صبح هشتم محرم راهی کربلام .. 
تا بلکه به لطف ارباب منم یه ذره از واقعه عاشورا رو بفهمم ...

حلال کنید

/ 4 نظر / 73 بازدید
...

راز این همه کربلا رفتنت رو نمی دونم بانو اما...خوش به حالت التماس دعای فرج حال صاحبم خوب نیست

مریم

خوش بحالت ... واقعا خوش بحالت